تبليغاتX
Pesar iroonI

خیلی خوشحالم که تونستم قبول شم. واسه زیر 100 خونده بودم ولی با گندی که به امتحان زدم اصلا انتظارش رو نداشتم بتونم قبول شم. (لطف خدا شامل حال ما شد)

اما در میان دوستان به جزء یکی هیچ کدوم قبول نشدن و این جای تاسف داره. البته اون یکی هم رتبه ای که باید میاورد نیاورد اما به هرحال رتبه خوبی آورده. امیدوارم یه دانشگاه قبول بشیم.

از خدا میخوام بازم یه حالی به ما بده و دانشگاهی قبول شم که بتونم دکترا راحت پذیرش بشم، (مثلا دانشگاه تهران یا امیر کبیر) که البته با رتبه من (85) بعید میدونم بشه. من درصد هام و رتبه ام رو میزارم شاید بدرد دوستانی که میخواهند ادامه تحصیل بدند بخوره.

                                                      نمرات اکتسابي

1701921

2-شماره داوطلب:

مجموعه مهندسي كامپيوتر

نام رشته امتحاني اول

1277

3-کد رشته امتحاني اول:

4-وضعيت داوطلب در هر گرايش :

نتيجه در سهميه آزاد

آخرين رتبه مجاز در سهميه

رتبه داوطلب بدون سهميه

رتبه داوطلب در سهميه

نمره کل

گرايش

مجاز

1684

180

180

6456

1

مجاز

2672

147

147

6304

2

مجاز

2098

85

85

7210

3

مجاز

1244

84

84

7147

4

17/06

7- معدل اعلام شده:

مجاز مي باشيد

5-وضعيت انتخاب رشته داوطلب:

17/06

8- معدل موثر :

5 / 87

6-سال و ماه فراغت از تحصيل :

نمره به درصد

نام درس

20/00

زبان عمومي وتخصصي /انگليسي /

35/00

رياضيات

47/62

دروس مشترك /ساختمان داده -نظريه زبان هاوماشي

سفيد

دروس تخصصي معماري كامپيوتر

8/33

دروس تخصصي هوش مصنوعي

43/33

دروس تخصصي نرم افزار

البته من تو آزمونهای پارسه هم شرکت کرده بودم  و رتبه هام بدک نبود. چون خودم موقع درس خوندن دربه در دنبال اینجور اطلاعات بودم کارنامه آزمون اول و آخرم رو هم میزارم شاید به کارتون بیاد. پیشنهاد میکنم آزمونای پارسه رو ثبت نام بکنید ولی کلاساش ابدا بدرد نمیخوره. از رو کتاب بخونید خیلی بهتره.

این آزمون اولمه تو پارسه

تعداد شرکت کنندگان : 1608

کارنامه گرايشهای رشته

گرايش

نمره علمی

نمره علمی بدون غلط

تراز

رتبه

ميانگين کل

بالاترين نمره

نفر اول گرايش

معماري كامپيوتر

53.86

56.54

9104

3

18.65

58.23

روناك - سلامت

نرم افزار

66.09

70.98

9704

1

39.74

66.09

مجيد - حاجي بابا

هوش مصنوعي

53.86

56.54

8643

5

58.66

62.09

امير حسين - توانايي

الگوريتم و محاسبات

64.98

70.38

9704

1

78.96

64.98

مجيد - حاجي بابا

کارنامه دروس رشته

 

عنوان درس

نمره علمی

نمره علمی بدون غلط

رتبه

پاسخ درست

پاسخ غلط

پاسخ نزده

ميانگين کل

بالاترين نمره

زبان عمومي و تخصصي

26.66

33.33

214

10

6

14

14.55

86.66

رياضيات

55.00

60.00

21

12

3

5

22.69

75.00

دروس تخصصي مشترك

87.03

88.88

3

16

1

1

25.87

92.59

دروس تخصصي معماري كامپيوتر

0.00

0.00

193

0

0

20

2.21

61.66

دروس تخصصي نرم افزار

55.00

65.00

7

13

6

1

13.18

65.00

دروس تخصصي هوش مصنوعي

0.00

0.00

334

0

0

20

3.44

61.66

 

 

اینم آزمون آخره که دو هفته قبل از کنکور بصورت جامع برگزار شد.

تعداد شرکت کنندگان : 1790

کارنامه گرايشهای رشته

گرايش

نمره علمی

نمره علمی بدون غلط

تراز

رتبه

ميانگين کل

بالاترين نمره

نفر اول گرايش

معماري كامپيوتر

30.00

34.44

7001

42

12.76

45.30

مهدي - صدري

نرم افزار

45.92

51.11

7667

9

15.48

61.60

مهدي - صدري

هوش مصنوعي

30.00

34.44

6551

46

12.95

49.50

شهاب - جلال وند

الگوريتم و محاسبات

48.50

53.50

7884

6

15.39

62.77

مهدي - صدري

 

کارنامه دروس رشته

عنوان درس

نمره علمی

نمره علمی بدون غلط

رتبه

پاسخ درست

پاسخ غلط

پاسخ نزده

ميانگين کل

بالاترين نمره

زبان عمومي و تخصصي

6.66

16.66

549

5

9

16

12.87

86.66

رياضيات

38.33

40.00

58

8

1

11

15.69

75.00

دروس تخصصي مشترك

46.66

53.33

17

16

6

8

16.49

74.44

دروس تخصصي معماري كامپيوتر

0.00

0.00

150

0

0

20

2.31

50.00

دروس تخصصي نرم افزار

71.66

75.00

5

15

2

3

14.57

78.33

دروس تخصصي هوش مصنوعي

0.00

0.00

253

0

0

20

3.18

56.66

 راجه به برنامه ریزی هم یه تاپیک تو سایت برنامه نویس هست که من هم جواب دادم. میتونید برید بخونید :  برنامه ریزی برای ارشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 14:27  توسط مجید حاجی بابا  | 

بزرگترین و قویترین ادیانی که امروز مردم جهان را به خود مشغول نموده است، ادیان ابراهیمی و به گفته ای پیامبرانی از نسل آدم میباشند. اسلام، مسیحیت و یهودیت ادیانی هستند که از یک جایگاه، یک منشاء و یک مرکز برخاسته اند و هرکدام از اینها، تاریخی برای خود دارند.

تاریخ اسلام که به تقلید از تاریخگذاری پارسیان در زمان خلافت عمر به ثبت رسیده است اکنون سال 1431 میباشد. این تاریخ از هنگام هجرت (گریز) پیامبر اسلام از مکه بسوی مدینه در نظر گرفته شده است که براساس ماه تنظیم شده است و بعنوان هجری قمری مشهور است.

سالنامه هجری قمری بعلت متغیر بودن ماهها فقط یک تاریخ سمبلیک برای مسلمانان است و هیچ کشور اسلامی، تاریخ اداری – سیاسی خود را بر اساس آن تنظیم نکرده و نمیکند ( تمام کشورهای عربی بر اساس سال میلادی کار میکنند)، به جزء ایران که سالنامه خود را با هجرت پیامبر اسلام تطبیق داده است و بجای ماه بر اساس خورشید آن را تنظیم کرده است و با نوروز و بهار آغاز میشود( آخه ما باید از هرجهت با کشورهای دیگه مخالف باشیم).

بخش وسیع و گسترده ای از ساکنان کره زمین تاریخ میلادی را استفاده میکنند که از هنگام میلاد عیسی تا به امروز سال 2009 می شود.

سالنامه یهودیان از هنگام زندگی و یا میلاد حضرت آدم تعیین شده است. این سالنامه از سپتامبر وارد 5769 شده است.

تاریخ فراماسونری نیز که نشات یافته از سالنامه یهودیان است با سه هزار سال اختلاف پیش از تولد مسیح سال 6009 میباشد.

ادیانی همچون یهودیت، مسیحیت و اسلام پیدایش حیات را از آغاز زندگی حضرت آدم میدانند. آنهم نه زندگی متمدن، بلکه زندگی کلی بشر که در حالت توحش (وحشی) میزیسته است. چون نشانه هایی که در قرآن ، انجیل و تورات درباره زندگی آدم و حوا به چشم می خورد بیانگر وحشی بودن این بشر اولیه است که آدم نام دارد. او

  • عریان زندگی می کند
  • از گیاهان و میوه های درختی استفاده می کند
  • هنوز آتش را نمیشناسد
  • همخوابی زن و مرد و تولید مثل را نمیشناسد و پس از شناخت همخوابی، فرزندان آنها میتوانند با هم همخوابه شوند

امروزه بر کسی پوشیده نیست که تاریخ پیدایش بشر اولیه به میلیونها سال پیش میرسد! و سرخ پوستان آمریکا و سیاهان آفریقا و بومیان استرالیا دهها هزار سال سابقه تمدن دارند و ایران ما بر اساس یافته های باستانشناسی حداقل هفت هزار سال تمدن دارد.

بدین روی میتوانیم سالنامه ایران را با درخشش پرشکوه هفت هزار ساله سرزمین آریایی خود پیوند داده و از تاریخ هفت هزار ساله آریایی-میترایی در همه جا نام برده و از این تاریخ بجای هزار و سیصد و اندی تازی (عربی) استفاده کنیم.

سال 7030 آریایی – میترایی برابر با 1388 تازی سنجشی است که از اولین نشانه های زندگی و تمدن آریایی در فلات ایران، و آن هنگامی است که تاریخ آن را میتوان در حدود هزاره پنجم قبل از میلاد قرار داد و میتوانیم پیشرفتی را که در تمدن مادی ساکنان فلات ایران رخ داده است تقریبا بدون انقطاع تعقیب کنیم و پیدایش میترا، اولین آئین و خداوند ایرانی بدست آورده ایم تا سقوط شاهنشاهی در ایران و حاکمیت ملایان که میشود 7000 سال و از آن تاریخ (22 بهمن) تا به امروز را که 30 سال میگذرد بر آن افزوده ایم که میشود سال 7030 آریایی – میترایی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 1:51  توسط مجید حاجی بابا  | 

چند ماه بعد از اینکه کنکور کارشناسی ناپیوسته قبول شدم به فکر کنکور ارشد افتادم. حسابی درس خوندم. تا اینکه بالاخره از 9 ماه پیش استارت حسابی زدم. جوری که روزی 12 ساعت راحت میخوندم. تو دانشگاه یه دوستی داشتم بنام محمد. دو ترم مشروط شده بود و داشتند اخراجش میکردند. من جزو نفرات برتر کلاس بودم و نمره هام حول حوش 19 18 اینا بود. ما با هم شروع کردیم. اون روزی 7 8 ساعت می خوند و جمعه ها هم  با دوست دخترش بیرون بود. من تو آزموونای پارسه رتبه های خوبی می آوردم. حالا بعد از دادن کنکور یه درصدای عجیب زدم که باورم نمیشه! خیلی کم. اما دوستم دو برابر من زده! آیا این انصافه؟ خدا میدونه من بهترین لحضات زندگی ام رو گذاشتن برای درس خوندم. نه تنها جوونی بلکه نوجوونی و حتی کودکیم رو همش داشتم درس میخوندم. بچه که بودم موقع امتحانات که صدای بچه ها از بیرون میومد همیشه حسرت میخوردم. اما با خودم میگفتم آینده برای منه.  اونا همه کارگر مارگر میشند. اما همون بچه ها الان رفتند سرکار و تشکیل زندگی دادند یا در حال تشکیل زندگی اند. آس و پاس ترینشون منم. من که بهترین لحظات عمرم رو صرف کار بیهوده ای بنام درس خوندن کردم. وقتی میشنیدم بعضی ها میگن موفقیت تو درس خوندن نیست میگفتم خودشون زورشون میاد درس بخونند اینو میگند.

حالا میرسیم به بحث مهمتر. همیشه هر اتفاق خوبی که قرار بود تو زندگی ام بیفته و بطور معجزه آسایی اتفاق نمیفتاد میگفتم لابد حکمتی داشته! اما حالا فهیدم اصلا حکمتی در کار نیست. شاید اصلا خدایی هم در کار نباشه! (نظریه تکامل مادی گرایان)

همه چی به خودمون ربط داره. نمیشه که هرچی میشه بگیم حکمت خداست. جدا از اون فکر کردن به علم خدا که از آینده باخبره (مثلا میدونسته من قبول نمیشم و انقدر تو دلم انگیزه واسه خوندن بوجود آورد) نه تنها با اختیار من بلکه با عدل خودش هم ناسازگاری داره.  شایدم آزمایش الهی برای ایمان من باشه. اما خدا بد زمانی رو واسه آزمایش انتخاب کرد و ایمان من داره به زوال میره. از این به بعد دیگه لزومی نمیبینم به احکام الهی گوش کنم ( مثلا نماز بخونم؛ روزه بگیرم، زنا نکنم، شراب نخورم) . معیارم فقط انسانیت خواهد بود. هر چیز که باعث مردم آزاری میشه  حرامه. کدوم یک از این احکام از دید انسانیت حرامه؟ هیچکدام.

اگه قرار باشه برم جهنم اشکال نداره. اونجا همه هستند.

خیلی از دوستانم (به جرات همه) اکثر احکام بالا رو رعایت نکردند ولی وضعشون از من خیلی بهتره!!!!

باید یه تجدید نظر کلی راجع به عقایدم بکنم! من از جمله افرادی هستم که میزان تلاش با نتیجه عملم رابطه معکوس داره! هر چی بیشتر تلاش میکنم کمتر نتیجه میگیرم. دیگه حس شروع هیچ کاری رو ندارم.

ولی من حقم رو از زندگی میگیرم. با خدا هم کاری ندارم. منو آفرید دستش درد نکنه. اما ازش انتظاری ندارم. هرچند که خدا واقعا به ما کاری نداره و جهان طبیعت روی نظم ازلی اش جلو میره. خدا با ما کاری نداره. اصلا براش اهمیت نداره سر ما چی قراره بیاد. ما باید خودمون هوای خودمون رو داشته باشیم. ما داریم با یاد خدا خودمون رو گول میزنیم.

من اگه خدا بودم بهش نشون میدادم مهربونی یعنی چی!

با نهایت احترام برای دوستم محمد که خیلی دوسش دارم.

+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1387ساعت 0:37  توسط مجید حاجی بابا  | 

نمیدونم واقعا این دخترا هدفشون از برقراریه ارتباط با پسر چیه؟

تنها چیزی که مشخصه اینه که اولین ارتباطشون (عشق اول) پاکه و خدا نکنه که طرف مقابل عشق اولش نباشه یا به هر دلیلی رابطشون بهم بخوره! اونوقت به جند دسته تقسیم میشند:

-          یه سری که نتونستند اون یه مدت جلوی خودشون رو از لحاظ گرایشات جنسی بگیرند گرایش به پسرای خوشگل و مایه دار پیدا می کنند تا هم حال دنیا رو ببرند هم حال دنیا.

-          یه سری بنده خدا ها رو باید از واحد recovery بیمارستانها جمع کنی. چون دست به خود کشی زدند. اگه یه سری به این بخش تو بیمارستان ها بزنید خواهید دید که 90% شون دخترای جوونند. بقیه هم معتاد و درصد بسیار کمی هم پسرند. قابل توجه پسرها که این زمان بهترین موقع برای زدن مخ طرفه! کافیه یه محبت کوچیک کنی!

-          بقیه هم که از همه منطقی ترند سعی میکنند تا زمان ازدواج به هیچ پسری دل نبندند و بعضیاشون که دیگه شور منطقی بودن رو درآوردند یا ازدواج نمیکنند یا اگه بکنند به شوهرشون هم دل نمی بندند. (نمونش فیلم انعکاس)

 

 

یه سری دیگه هم هستند که سر از دانشگاهها در میارند. اونا به احتمال زیاد عشق اولشون رو تو همون دانشگاه پیدا می کنند ولی طرف مقابل مطمئنا (چون پسره) و دخترای زیادی رو تو دانشگاه دور و برش میبینه به اون طرف توجهی نمیکنه و احتمال بسیار زیاد به یکی از دخترای دسته اول (چون عموما خیلی خوشگلند) گرایش پیدا میکنه و دختری که اون پسر رو دوست داره دچار شکستی میشه که فقط خودش ازش خبرداره و در بعضی موارد حتی نمیدونه که شکست خورده. پس تصمیم میگیره با همه پسرای اطرافش رابطه دوستی (به قول خودشون برادرانه) برقرار کنه تا بالاخره ببینه چی پیش میاد. اما چون پسرای زیادی اطرافشند و هرکدوم خوبی ها و بدی های خودشون رو دارند همیشه به دنبال کسی میگرده که همه خوبی ها رو با هم داشته باشه و این غیر ممکنه و یه روزی اینو میفهمه که افراد زیادی رو از دست داده. چه بسا پسرایی سر راهش قرار بگیرند که صادقانه اونو دوست دارند ولی خوب همه خوبیها رو نداشته باشه! اون پسر به سرنوشتی دچار میشه که تقسیم بندی اش با دختراست.

دسته های دیگری هم شاید وجود داشته باشه ولی عمدتا تو همین گروهها هستند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 2:24  توسط مجید حاجی بابا  | 

 

اینم معنی شعر نجوای بی پروا از جرج مایکل.

 

 

Careless Whispers

نجوای بی پروا

 

I feel so unsure,

بسیار نامطمئنم
As I take your hand and lead you to the dance floor.

زمانی که دستانت را می گیرم و تو را به سن رقص هدایت می کنم
As the music dies...

زمانی که موزیک تمام می شود
Something in your eyes,

چیزی درون چشمانت
Calls to mind a silver screen,

یادآور صحنه ای
And all those sad goodbyes.
 با تمام خداحافظی های غمگینش می شود


I'm never gonna dance again,

هرگز نمیخواهم دوباره برقصم
Guilty feet have got no rhythm.

زیرا قدمهای گناهکار ریتم ندارد
Though its easy to pretend,

اگرچه تظاهر کردن آسان است
I know you're not a fool.

ولی می دانم تو احمق نیستی

I should have no better than to cheat a friend,

نباید بیشتر از این یک دوست را بفریبم
And waste the chance that Id been given.

و فرصتی را که بدست آورده بودم هدر دهم
So I'm never gonna dance again,

بنابراین دیگر نمیخواهم برقصم
The way I danced with you.

به سبکی که با تو رقصیدم


Time can never mend,

زمان هیچگاه نمی تونه به یاد بیاره
The careless whispers of a good friend.

نجوای بی پروای یک دوست خوب رو
To the heart and mind,

برای قلب و ذهن
Ignorance is kind

نادانی مهربانیست
There is no comfort in the truth,

در حقیقت هیچ آسایشی وجود ندارد
Pain is all you'll find.
و هرآنچه می یابی درد است

Living without your love

زندگی بدون عشق تو

Tonight the music seems so loud,

امشب صدای موزیک خیلی بلنده
I wish that we could lose the crowd.

ای کاش می تونستیم از این شلوغی خلاص بشیم
Maybe its better this way,

شاید اینطوری بهتر باشه
We'd hurt each other with the things we want to say.

با چیزهایی که میخواستیم بهم بگیم یکدیگر را آزرده بودیم

We could have been so good together,

ما میتونستیم با همدیگه خیلی خوب باشیم
We could have lived this dance forever

ما میتونستیم این رقص رو برای همیشه زنده نگه داریم
But now,

اما حالا

 Who's gonna dance with me?

چه کسی می خواهد با من برقصد
Please stay.

لطفا بمون

And I'm never gonna dance again,

هرگز نمیخواهم دوباره برقصم
Guilty feet have got no rhythm.

زیرا قدمهای گناهکار ریتم ندارد
Though its easy to pretend,

اگرچه تظاهر کردن آسان است
I know you're not a fool.

ولی می دانم تو احمق نیستی

I should have no better than to cheat a friend,

نباید بیشتر از این یک دوست را بفریبم
And waste the chance that Id been given.

و فرصتی را که بدست آورده بودم هدر دهم
So I'm never gonna dance again,

بنابراین دیگر نمیخواهم برقصم
The way I danced with you.

به سبکی که با تو رقصیدم

Now that you're gone...

حالا که تو رفتی
Now that you're gone...

حالا که تو رفتی
Now that you're gone...

حالا که تو رفتی
Was what I did so wrong?

آیا کاری که کردم خیلی اشتباه بود
So wrong

خیلی اشتباه

 That you had to leave me alone?

که تو مجبور شی منو بخاطر آن ترک کنی

 

 

 

اگه در جاهایی در ترجمه اشتباه کردم، به بزرگی خودتون منو ببخشید، و اگه مقدوره کمک کنید ترجمه تکمیل تر بشه.

+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 23:38  توسط مجید حاجی بابا  |